روز گذشته بعد از گشت و گذار زیاد در اطراف لندن بالاخره به یکی از رستورانت های افغانی رفتیم، تا هم دمی تازه کرده باشیم و هم از عذاب گرسنگی و تشنگی آزاد شویم. رستورانتی که ما انتخاب کردیم در طبقه دوم یکی از مارکیت های پر جمع و جوش موقعیت داشت. یک اتاق نسبتا بزرگ با پرده های جگری رنگ و جالی های سفید، تصاویر جا های دیدنی افغانستان نیز در تمامی دیوار ها به نظرمی رسید، موسیقی افغانی و بوی خوش غذا های افغانی در فضا پیچیده بود و مهمتر ازهمه اینکه مشتریان همه افغان بودند. گارسون با لبخند محبت آمیزی ما را به یکی از میز هایی رهنمایی کرد که با کوچ و چوکی های راحتی احاطه گردیده بود. هنوز به میز مورد نظر نرسیده بودیم که آواز مریم کوچک بلند شد: - ببوو، ب بووو. او با اشاره دست مگس سر گردانی را نشان میداد. رنگ از صورت شهباز پرید: -اینجا مگس هم داشته!؟ به هر حال غذا را سفارش دادیم و ماند فکررسیدگی به مریم و شستن دستها، ناچار من همه اشیا را نزد شهباز گذاشته با مریم روانه اتاق مخصوص کودکان شدیم. ولی، در آنجا از حیرت برجا ایستادم. واقعا باور کردن آن منظره برایم مشکل بود چون در هر جایی از لندن به هر بهانه ای اتاقک هایی برای تبدیل کردن پوشک اطفال مجهز با تمامی ضروریات چون میز و توشکچه طفل، دستمال، دستمال تر، پوشک فروشی، دستشویی، مایع دستشویی، چوکی راحت برای مادران شیرده در کنار دیگر تشناب ها و دستشویی های تمیز فراهم کرده اند اما در آنجا بر عکس نه تنها از اتاق کودک خبری نبود بلکه برای آن رستورانت بزرگ که حداقل گنجایش پنجاه نفر را داشت صرفا یک تشناب و یک دستشویی کثیف که در کنار آن یک صابون چرکینی نیز گذاشته بودند، وجود داشت و دیگر هیچ. ناچار از شستن دست و تمیز کردن کودک صرفنظر کردیم. خود را با تخیل های وطن و بوی غذایی که با آن بزرگ شده ایم فریب می دادیم تا آنکه غذا روی میز حاضر شد. اما بیشتر از حدی که خواسته بودیم. با تعجب پرسیدم: - ببخشین، ما خو دو خوارک بامیه خواسته بودیم، خوراک سومی و چهارمی بری کیس؟ ـ نی مه سند دارم خوار جان خود تان بریم گفتین. اندک اندک عصبانی می شدیم اما در آخر کار متوجه شدیم که این وطندار ما از هر امکانی برای گرفتن پول بیشتر از مشریانش استفاده می کرده است. همین که ما خود را تشنه ی دیدار مظاهر وطن نشان داده بودیم او در اندیشه ی فریب دادن ما افتاده بود. در آخر کار هنگام پرداختن پول معلوم شد که هر خوراک غذا در این رستورانت بسیار قیمت تر از غذاهایی است که در رستورانت های لوکس و غیر افغانی در لندن می توان یافت.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:27 توسط طوبی |