امشب، شب عید است و خوب میدانم که آنجا در کابل خانواده ها قبل از صرف طعام دعا می خوانند، برنامه های عیدی را تماشا می کنند، دختران و کودکان بر دستان خویش حنا می گذارند و همه طبیعتا خوشحال اند یا برای لباس نو فردا یا بخاطر دیدنی دوستی...و اما در اینجا؟ اینجا عید با خاموشی برگزار می شود اطفال مثل روز های دیگر به مکتب می روند والدین هم پی کار و وظیفه یی خود. حتی مبارک گفتن عید بریکدیگر نیز مثل یک کلمه ی فراموش شده از ذهنها رخت بربسته است. اینجا همه همیشه باید بر سرو وضع خویش برسند پس لباس عید آن ارزش همیشگی خود را از دست میدهد. اینجا همه چیز همرنگ و یکنواخت است نه برق قطع می شود که بخاطرداشتن آن در شب عید دلخوش یی بیافریند نه کس وقت دارد تا برای فلم دیدنی شب عید انتظار بکشد و نه هم قوم و خویشی که برای دیدار آنها برنامه ریزیی داشته باشید....
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 22:17 توسط طوبی |